انسان زنده موجودی سیاسی ست ُ مگر آنکه مرده باشد و خودش نداند
آقای ترانه ُ شهیار قنبری
رعشه های خشک باد
پر درد و ولوله
چندتا کوچه اونطرف تر
خونه ی یه قاتله
نرسیدیم و ندیدیم
مرگ شاپرک تو بارون
مرگ عاشقانه ی شعر
پشت دیوارای زندون
ای نفس بریده از غم
حرمت تن زمین کو ؟
شب یلدایی تمومه
قاصد چله نشین کو ؟
تا هزار و یک شبیخون
به غبار کوچه پیداست
میشه دل بست به دو راهی
راه سوم قتل دنیاست
قتل دنیای تو با من
رد خون روی تن عشق
قتل قاصدک تو قصه
به گلوله بستن عشق
رعشه های خشک باد
پر درد و ولوله
اینجا ارثیه ماست
خونه ی یه قاتله
...
عرفان کارن
نوشته شده توسط دختر رویدری در جمعه 29 تیر1386 ساعت 21:29 | لینک ثابت |

